«و چون [از] خستگی سواری و مشقت سفر به رنج آمده بودیم، خود را به حمامی رسانیده، شاید آسایشی حاصل شود. چون به گرمابه درآمدم پشیمان شدیم. نغوذبالله، اهل آنجا [توقات ترکیه] که به صورت آدمی و از اشراف شهر مذکور محسوب می شدند، همچو دد و حیوان برملا، با بچگان ارامنه لواط می کردند. پس معلوم شد که خاص و عام این شهر به این کار شنیع مشغولند و به هیچ وجه پروایی ندارند. متحیر شده از حمام بیرون آمدیم.»
حیرت نامه، میرزا ابوالحسن خان ایلچی (اولین وزیر خارجه ایران)، ص 65
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 7:22 توسط وحید وحدت
|